"یسمینه کفایی"، طراح جواهر، فعالیت هنری خود را از ۱۸ سالگی در امریکا شروع کرد. او پنج سال است که به ایران بازگشته است و طراحیهایش با نام تجاری «Yasmineh Jewelry» شناخته میشود. سری به کارگاه او زدیم و از فعالیت دیروز و امروزش پرسیدیم.
علاقۀ تو به طراحی جواهر از کجا و چگونه آغاز شد؟
من حدوداً ۱۸ سالم بود که برای ادامه تحصیل به لسآنجلس رفتم. در همان زمان که در دانشگاه در رشته طراحی گرافیک درس میخواندم، دنبال کار هم میگشتم تا اینکه با یک طراح جواهر ایرانی به اسم "سوگلی" آشنا و با او مشغول به کار شدم. تقریبا دو سال به عنوان دستیار با او کار کردم و چون عاشق این کار شده بودم، یک سری کلاسهای طراحی جواهر برداشتم. بعد از کارم استعفا دادم و تصمیم گرفتم همزمان با تحصیل، کار خودم را شروع کنم که البته آنقدر جدی نبود. بعد از اینکه از دانشگاه فارغالتحصیل شدم، در سال ۲۰۰۸ به نیویورک رفتم و در آنجا توانستم با تمرکز بیشتری کار کنم. طراحیهایم در چند مجله چاپ شد و در بوتیکهای منهتن به فروش رسید.
اما چه شد که از تهران سر درآوردی؟
درواقع اصلا قرار نبود به تهران برگردم اما از این تصمیم اتفاقا خوشحالم و موقعیت کاری در ایران را بیشتر از امریکا دوست دارم. اینجا هم نمایشگاه میگذارم و هم کارهایم را خارج از ایران میفروشم؛ یک جور پیشرفت متفاوتی که شاید در نیویورک امکاناش نبود. در حال حاضر با تعدای از فروشگاههای نیویورک، بوستون، لندن و دبی کار میکنم و بزودی با پاریس و جاهای دیگر.
پس به این ترتیب برند "یاسمینه جولری" را کجا ثبت کردی؛ در امریکا یا در ایران؟
برند یاسمینه جولری ۹ سال پیش در لسآنجلس تاسیس شد. بعد در نیویورک لوگوی آن را تغییر دادم و وبسایت درست کردم و فعالیتام جدیتر شد.
از طراحان مورد علاقهات بگو.
طراحان و برندهای زیادی هستند که کار آنها را دوست دارم و از آنها ایده میگیرم؛ مثلا برند «Lanvin» و «Oscar de la Renta» که از همان اوایل کارهایشان را نگاه میکردم.
طراحان و هنرمندان ایرانی چطور؟
از بین طراحان ایرانی ابتدا از "علی اکبر صنعتی"، نقاش و مجسمهساز، نام میبرم که پدر شوهر من هستند. از همان زمان که با کارهای استاد آشنا شدم دید دیگری نسبت به مجسمهسازی پیدا کردم و این باعث شد که جزئیات مجسمهسازی را در طراحیهایم وارد کنم. من طراحیهایم را مثل یک سری مجسمههای کوچولو و با همان پروسه ساخت میبینم.
آثار هنرمندان جوان ایرانی را هم خیلی دوست دارم، به گالریها میروم و کارهای آنها را میبینم که انگیزهای برای خودم میشود؛ همه چیزهای دوروبر آدم یک انگیزه و الهام است و بالاخره ته ذهن چیزی شکل میگیرد.
اگه بخواهی یک یا چندتا از کارهایت را که بیشتر از همه دوست داری انتخاب کنی کدام را نام میبری؟
خیلی سخته، چون من چیزی درست نمیکنم که دوست نداشته باشم... یک انگشتر از جنس نقره و برنج به اسم "کوه متقارن"... و یک انگشتر دیگر از کلکسیون "اقیانوس" که از اولین چیزهایی است که درست کردم و به جونم بسته است... و یک سری گردنبند که ظریف و در عین حال شلوغاند.
در مورد نحوه فروش کارهایت و همینطور تجربهات با "ام زون" بگو.
قبلا یک آتلیه کوچولو در خانهام داشتم ولی از وقتی به ایران آمدم فروشم خیلی خوب شده و مرتب شو میگذارم و در عین حال با چند گالری کار میکنم.
باید بگویم که از وقتی "ام زون" فعالیتاش را شروع کرده، یک تغییر و تحول اساسی در کار همه بوجود آمده؛ چه قبول کنیم و چه نکنیم ما مدیوناش هستیم. ام زون در کار ما چالشی بوجود آورد طوری که ما هر بار میخواهیم بهتر از قبل باشیم، مشتریها بیشتر شده و اسمها بزرگتر و ما هر بار سعی میکنیم چند پله بالاتر برویم.