"مهرنوش شاه‌حسینی" دانش‌آموخته رشتۀ معماری است. او کار طراحی و دوخت لباس را در دوره دانشجویی به صورت تفننی شروع کرد اما استقبال از کارهایش موجب شد طراحی و دوخت لباس را با جدیت دنبال کند.   

مهرنوش شاه‌حسینی با عنوان تجاری «سها دیزاین» شناخته می‌شود و طی ده سال اخیر علاوه بر طراحی و دوخت لباس به منظور نمایش و فروش، تجربه‌های متفاوتی نیز در طراحی لباس برای تاتر، سینما و کنسرت‌های موسیقی داشته است. او همچنین در سال گذشته طراحی لباس "نگار جواهریان" در جشنواره آسیاپاسفیک و "لیلا حاتمی" در جشنواره کن را به عهده داشت؛ هر دو طراحی او بسیار مورد توجه قرار گرفت. 

ورود شما به عرصه طراحی لباس از چه زمانی بود و چطور اتفاق افتاد؟
من زمانی که در دانشگاه درس می‌خواندم کمی چاق بودم و به راحتی لباس مناسب پیدا نمی‌کردم. به همین علت بیشتر مواقع لباس مورد علاقه‌ام را به خیاط سفارش می‌دادم. این لباس‌ها مورد توجه دوستان و اطرافیانم قرار می‌گرفت و می‌خواستند مشابه آن لباس‌ها سفارش دهند. این انگیزه‌ای شد که به اتفاق یکی از دوستانم دوخت لباس را شروع کنم. ما از اولین کسانی بودیم که از پارچه کودری (پارچه‌های گل‌دار قدیمی) استفاده می‌کردیم که ایده آن را از لباس‌های مادرم می‌گرفتم. در آن زمان لباس‌های آماده‌‌شده را در محافل دانشجویی کوچکی به نمایش می‌گذاشتیم و تمامشان فروخته می‌شد. این اتفاق‌ها مربوط به سال‌های ۷۲ و ۷۳ بود. تا پایان تحصیل چندین‌بار این تجربه تکرار شد و حتا به خاطر علاقه‌ام به کفش، با کمک یک کفاش پیر شروع به ساخت صندل کردم. 

در سال‌های بعد دچار افسردگی شدم و برای رفع آن تصمیم گرفتم ارتباط بیشتری با مردم داشته باشم و برپایی یک نمایشگاه لباس به فکرم رسید. با همان دوست قدیمی مجموعه‌ای را آماده کردیم و به نمایش گذاشتیم. 

باید بگویم که طراحی و دوخت لباس برای من جنبه روان‌درمانی دارد و جنبه اقتصادی کار همیشه در حاشیه است. در واقع دیالوگی که به واسطۀ لباس با آدم‌ها برقرار می‌کنم برای من در اولویت است و همچنین ارتباطی که از این طریق با خودم دارم همواره برایم مهم بوده و منجر به رشد شخصیت‌ام می‌شود.  

زمانی که شروع به کار کردید حال و هوای این حوزه چطور بود؟ آیا در زمینه طراحی مد و لباس اتفاق‌هایی افتاده بود و متقاضی کافی وجود داشت؟
چیزی که به طور مشخص در لباس‌های آن زمان کمتر دیده می‌شد، رنگ بود. برای من هیچ‌وقت استفاده از رنگ‌های تند عجیب و مسئله‌دار نبوده. مثلا استفاده از پارچه‌های گل‌دار به اندازه‌ای که الان در شهر می‌بینیم، مرسوم نبود ولی من کارهایم را با همان حال و هوا شروع کردم. البته سعی می‌کردم با ظرافت این کار را انجام دهم و موفق هم بودم. 

آیا کسان دیگری هم در این زمینه بطور جدی طراحی می‌کردند؟
من خودم را طراح نمی‌دانستم و صرفاً کاری که دوست داشتم را انجام می‌دادم. اما نام کسانی مثل "ژیلا مهرجویی" و "مریم مهدوی" سر زبان‌ها بود و از طراحان مطرح محسوب می‌شدند.  

کارهای شما پتانسیل ورود به حوزه سینما و تاتر هم داشته‌اند. کمی از این تجربیات بگویید.
بله، در ابتدا بیشتر سراغم می‌آمدند و لباس‌هایم را برای استفاده در تاتر یا سینما می‌بردند. بعدتر از من دعوت شد که مشخصاً به عنوان طراح لباس وارد گروه شوم. اما بعد از طراحی لباس برای فیلم "آل" متوجه شدم که سینما حوزۀ مورد علاقه من نیست و اساسا شکل ارتباط در کار سینما را یا بلد نیستم یا نمی‌پسندم. به همین علت از آن کنار کشیدم. در مورد تاتر اما داستان متفاوتی است و کار در این حوزه را خیلی دوست دارم.

در کارهای شما ما شاهد یک پروسه چالش‌برانگیز از ترکیب طرح و نقش ایرانی و مد غربی هستیم. اهمیت این چالش در چیست و چه ضرورتی در آن می‌بینید؟
ما در مناطق مختلف ایران لباس‌های مختلفی داریم که بنظرم خیلی از آن‌ها پتانسیلی در خود دارند که می‌توانند تبدیل به لباس من و شما در این‌جا و هر جای دیگر شوند. مثلا در پوشش زنان جنوب، انگار یک پارچه به دورشان پیچیده شده. همین اتفاق را در خیلی از نمایش‌های مد غربی می‌بینید. انگار بیشتر از اینکه لباسی تن مدل ببینید، حجمی از پارچه در کنار هم ترکیب شده. این برای من جالب است و به آن دقت می‌کنم. 

نکته دیگر اینکه طرح پارچه‌ای که مثلا در ماسوله با آن پیژامه درست می‌کنند، در یک شهر دیگر در یک جغرافیای دیگر کاربرد و نقش متفاوتی دارد. یکی از علاقه‌مندی‌های من در طراحی لباس همین است که یک چیزی را از جایی بردارم و در جای دیگری که اصلا نیست ببرم. همین کار را در ترکیب طرح و نقش ایرانی و الگوی غربی انجام می‌دهم. اصولا من هیچ ضرورتی نمی‌بینیم که همه‌چیز به هم ربط داشته باشد و راحت بودن در خلق یک ایده برای من رکن اساسی است.

 

Brands: