"موزه هنرهای معاصر ایران" از ۵ خرداد تا ۲۵ مرداد میزبان نمایشگاه "کارنامه" بود. این نمایشگاه که به همت "علی بختیاری"، "پیمان پورحسین" و "یاشار صمیمی مفخم" برگزار شد، با نمایش بیش از دو هزار اثر در قالب پوستر، کتاب، مجله و فیلم، فرهنگ دیداری کودکان ایران را از سال۱۳۳۰ تا ۱۳۶۰ معرفی کرد. آثار این نمایشگاه از  مجموعه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شورای کتاب کودک و مجموعه‌های شخصی تهیه شده بود. در گفتگویی با علی بختیاری از چگونگی شکل‌گیری این نمایشگاه پرسیدیم.

 

شما پیش از برگزاری نمایشگاه کارنامه تحقیقاتی درباره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انجام دادید، لطفا در مورد روند و نتیجه تحقیقات خودتان توضیح دهید.
"کارنامه" برای من و دو نمایشگاه‌گردان دیگر یعنی پیمان پورحسین و یاشار صمیمی مفخم، که از قول آن‌ها هم می‌‌توانم این را بگویم، یک جاه‌طلبی و اشتیاق زندگی بود.
من همیشه کتاب جمع‌آوری می‌کردم، اما یک وسواس و علاقه شخصی به کتاب‌های کودکان داشتم و تا سال ۸۸ مجموعه بزرگی از کتاب کودک گردآوری کردم. در همان زمان پیمان به همراه "آریا کسایی"، که "استودیو کارگاهرا راه‌اندازی کرده بودند، مشغول جمع‌آوری تاریخ گرافیک ایران و  یاشار و "ترلان رفیعی" مشغول تهیه آرشیوی از عکس‌ها و دست نوشته‌های مربوط به کتاب‌های کودک بودند. همان سال‌های ۸۹-۸۸ متوجه شدیم که هیچ رفرنسی نداریم و نمی‌دانیم مجموعه ما چقدر کم و کسری دارد. از طرفی همه ما به کانون پرورش فکری حساسیت داشتیم و تحقیق و مطالعه درباره آن برایمان جالب بود. به همین علت تصمیم گرفتیم تاریخچه کانون را، به طوریکه مرجعی برای مطالعات بعدی باشد، بنویسیم. به این ترتیب به اتفاق هم کتاب "ایران آر پی امرا تهیه کردیم. این قدم اول بود که البته هنوز نقطه کوچکی درباره این موضوع محسوب می‌شد.

از چه زمانی شما و دوستان‌تان به گسترش پروژه فکر کردید؟
تقریبا سه سال پیش تصمیم گرفتیم این پروژه را به کمک هم گسترش دهیم. ما می‌خواستیم بدانیم قبل از کانون چه چیز در جریان بوده، و بعد از کانون چه می‌شود. به این ترتیب خودمان را در یک گرداب عجیب و غریبی پرت کردیم که هر لحظه با یک چیز تازه‌ای برخورد می‌کردیم که هیچ رفرنسی درباره آن نداشتیم و نمی‌توانستیم اطلاعات به دست آمده را کامل کنیم. در اینجا بود که تصمیم گرفتیم فقط راجع به تصویر و فرهنگ دیداری پژوهش کنیم و از کانون و منابع آن کار را شروع کردیم: دو رفرنس اصلی برای ما "دائره‌المعارف ادبیات کودک" و دیگری "تاریخ انیمیشن در ایران" تالیف مهین جواهریان بود. همچنین با کمک افرادی مثل نصرت کریمی، فرشید مثقالی، پروین تیموری و علی اکبر صادقی سفری به تاریخ پنجاه سال پیش ایران کردیم و به پرونده‌هایی دست یافتیم که خاک پنجاه سال به آن‌ها بود.

به این ترتیب هدف اصلی کارنامه و این فرهنگ دیداری را چطور توصیف می‌کنید؟
هدف اصلی کارنامه، تاریخ‌نگاری پژوهشی و قراردادن اسناد مرتبط در یک محتوای تاریخی است.

اما چرا پروژه کارنامه در موزه هنرهای معاصر اتفاق افتاد؟
خُب، ما دو رویکرد مهم داشتیم. اول اینکه در دنیای امروز موزه‌ها از رویکرد صرفاً نمایشگاهی به فضاهای بیشتر آکادمیک تبدیل شده‌اند. ممکن است شما فقط برای دیدن یک دست‌خط و یا عکس به یک موزه بروید؛ چیزی که من در نمایشگاه‌های معروف دنیا شاهد آن بوده‌ام. درواقع من می‌خواستم این شکل جدید برگزاری نمایشگاه را، که با نوع کلاسیک آن فرق داشت، معرفی کنم. دوم اینکه این پروژه به اعتقاد ما یک پروژه ملی بود و جای یک پروژه ملی در یک موزه مهم ملی است. موزه هنرهای معاصر چهارچوب پروپوزال ما را دوست  داشت و حدود یک سال و نیم پیش قطعی شد که ما این پروژه را در آنجا برگزار کنیم.

آیا پیش از این هم تلاش‌های مشابه برای آرشیو فرهنگ دیداری کودک صورت گرفته بود؟
بله، ولی اینقدر پراکنده که نمی‌توانستید به عنوان موضوع واحد به آن نگاه کنید. مثلا وقتی کتاب فرشید مثقالی توسط انتشارات "ماه‌ریز" یا "یساولی" چاپ شد، شما مقداری از کودکی کانون را در آن داشتید. مهم‌ترین تلاش، تالیف و تدوین "دائره‌المعارف ادبیات کودک" بود که درباره ادبیات، و نه تصویر بود. درواقع تمام این سیر در ادبیات اتفاق افتاده بود بدون اینکه به جنبه تصویری آن اهمیت داده شود. شاید بتوان گفت که ما برای اولین بار در حال بررسی فرهنگ دیداری کودکان هستیم.

آیا قصد دارید به پژوهش درباره فرهنگ دیداری کودکان ادامه دهید؟
نمایشگاه کارنامه بخشی از یک پروژه بزرگ است و ما همچنان کار را ادامه می‌دهیم. کار از نگارش کتاب "ایران آر پی ام" شروع شد، شاخ و برگ گرفت و به یک پروژه بزرگ‌تر رسید و ادامه خواهد داشت.   

Brands: