چند ماه پیش از طریق اینستاگرام با او آشنا شدم، کسی که به قول خودش "دانشمند اینترنت" است.
مجذوب تصاویری شدم که نمیتوانستم آنها را در یک ساختار مشخص قرار دهم. با عنوانهای جذابی مثل "غروب خانگی"، "اشتباه اشتباه است" و "لوستر دورغگو"، میخواستم درباره او بیشتر بدانم.
"شباهنگ طیاری"، که در دوران نوجوانی مهارت خاصی در بازیهای ویدئویی داشت، ۲۹ سال پیش در شهر خلخال اردبیل به دنیا آمد و در کرج بزرگ شد.
مثل خیلی دیگر از بچههای بعد از انقلاب برای آموختن اطلاعات به اینترنت روی آورد و با یادگیری زبان انگلیسی هنر آموخت؛ هنری که در دانشگاه هنر به او آموخته نمیشد. این کار برای او، در زمانی که سرعت اینترنت ۲۰ کیلو بایت در ثانیه بود، نوعی آزمون صبر و از خودگذشتگی بود.
شباهنگ نقاشی را از کودکی در کرج شروع کرد. پدرش هم نقاش بود و نقاشیهای امپرسیونیست را کپی میکرد. پدر، منظره، گل و صحنههای زیبا میکشید و در مغازه کوچکاش در کرج میفروخت. پسر هم مثل پدر، عقاب، گل و چیزهایی از این قبیل میکشید و هر از گاهی نقاشیهای کتابهای هنر قدیمی را کپی میکرد.
در نوجوانی اغلب از مدرسه فرار میکرد و وقت خود را در کافههای بازیهای ویدئویی میگذراند. چون کار و سرگرمی دیگری نبود، مهارت خاصی در بازی پیدا کرد و قهرمان دنیای دیگری شد.
زمانی از بازی کامپیوتری به صورت حرفهای دست برداشت و بر علائق دیگرش متمرکز شد. این بار در جستجوی نقاشیهای آبستره و به قول خودش دیوها و قهرمانان مورد علاقهاش در اینترنت کندوکاو کرد. هنرمندان مورد علاقهاش "فرانسیس پیکابیا۱"، "گوستاو کوربت۲"، "مایک کلی۳"، "مارسل دوشان۴" و خیلیهای دیگر بودند.
چون فضای کافی برای خلق نقاشیهای بزرگ نداشت به طراحی روی آورد؛ صدها هزار طراحی از کتاب "نگاهی جدید به طراحی" و تلاشی یک ماهه برای شناخت هر هنرمند.
شباهنگ ترجیح میدهد وابسته به گروه خاصی نباشد. دوستان کمی دارد و حتا دوستان کمتری در دنیای هنر. فکر میکند هنرش قابل درک نیست و مورد تمسخر قرار میگیرد. اما او نسبت به این موضوع بیتفاوت است چرا که هنر را جدی نمیگیرد و میگوید آخرین چیز جدی برای او هنر است.
جوک را به هر چیز دیگری ترجیح میدهد و معتقد است در دنیای امروز کمتر کسی وقت برای جوک گفتن دارد، شاید دلیلاش انبوه اطلاعات است که به جای جوک گفتن ردوبدل میشود.
شباهنگ از اطلاعات الهام میگیرد: "چیزهای زیادی برای دیدن وجود دارد. من پیچیدگی اطلاعات را دوست دارم، دوست دارم ببینم ولی خیلی تحت تاثیر قرار نگیرم".
اگر با دقت به کارهایش نگاه کنید، کاملا مشخص است که اتفاق دیگری در آنها در جریان است. هر کدام از کارهایش عملکرد زمین بازی را دارد، با شخصیتهای توصیف نشده در مکانهای نامعلوم. گفتگو در زمینهای بیثبات، و حرکت در مکانی که در آن زمان وجود ندارد.
کارهایش هوشمندانه و در عین حال غمگین و تاریک است. قوانین بازی را به کار میگیرد و زیرکانه با کلمه، ایده، تصویر و معانی بازی میکند. آثار شباهنگ مثل بازیهای نوجوانیاش پُر است از تضاد و دوبارهنگاری: از احساسات و خاطرات و از هیجان و امید. برای بیگناه یا خرابکار پایانی وجود ندارد، تولدی دوباره و دوباره از اول. درست مثل یک بازی که میتوان بارها دکمه شروع را زد و دوباره بازی کرد؛ باخت معنا ندارد و هیچچیز برای همیشه تمام نمیشود.
در آخر از عشق و علاقهاش به غذا و آشپزی و اینکه چطور عاشقانه به آشپزی مادرش نگاه میکند، برایم گفت. او زمانی نه چندان دور را بخاطر آورد که چطور غمگین بوده و مادرش با یک کاسه شاهتوت "زندگیاش را عوض کرده": شاهتوت را خوردم و به این فکر کردم که زندگی زیبا، ساده و با ارزش است.
شباهنگ طیاری سومین نمایشگاه انفرادی خودش را سی مهرماه در گالری تازه تاسیس "دلگشا" برگزار میکند.
1. Francis Picabia
2. Gustave Courbet
3. Mike Kelley
4. Marcel Du Champ