"هرمز همتیان"، گالریدار جوان، متولد سال ۱۳۶۳ است. او گالری "زیرزمین دستان" را در سال ۱۳۹۱ تاسیس کرد و طولی نکشید که "گالری دستان ۲+" را هم راهاندازی کرد. این دو گالری که در خیابان فرشته در شمال تهران واقع شدهاند، اکنون از مراکز فعال در جهت نمایش آثار هنرمندان به شمار میروند. در گفتگویی با هرمز همتیان از انگیزه و اهداف فرهنگی هنری او پرسیدیم.
شما در رشته راه و ساختمان تحصیل کردهای؛ چه شد که تصمیم گرفتی در تهران گالری باز کنی؟
تا جایی که بخاطر دارم همیشه به هنر علاقه داشتم ولی خُب مهندسی خوانده بودم و در همین زمینه هم کار میکردم. تا اینکه مقالهای در مجله هنری "Lapham" توجهام را جلب کرد. این مقاله که مربوط به هنر و تاثیر آن در تاریخ صد سال اخیر بود، تاثیری عمیقی در من گذاشت و باعث شد فکر کنم که میخواهم وارد دنیای این مجله شوم. این بود که تصمیم گرفتم "گالری زیرزمین دستان" را تاسیس کنم؛ جایی که ایدهها و هنر نسل خودم در یک فضای صمیمی به نمایش گذاشته شود. کمی بعد "دستان ۲+" را برای کسب تجربه عمیقتر از هنر تاسیس کردم.
چرا خیابان فرشته را انتخاب کردی؟
من در فرشته به دنیا آمدم و بزرگ شدم و همیشه خلاء یک فضای فرهنگی را در این محله حس میکردم. نوجوان که بودم "کریم امامی" و "گلی امامی" یک کتابفروشی چند چهارراه آن طرفتر از گالری داشتند. مدرسه راهنمایی من هم بغل کتابفروشی بود. بخاطر دارم که در آن کتابفروشی از همه، چه از هنرمندهای معروف و چه از بچه مدرسههایی مثل من، استقبال گرمی میشد. این انگیزه خوبی بود. از طرفی بنظرم تهران با وجود شر و شور و ترافیک و جمعیتاش به بیشتر از یک نقطه برای تمرکز گالریها نیاز دارد. وقتی ما شروع کردیم، چند گالری خوب در شمال شهر بود ولی در فرشته هیچ گالری وجود نداشت و طبیعی بود که فرشته را در نظر بگیریم. یواش یواش گالریهای دیگر هم در این محله مشغول به کار شدند و الان خیابان فرشته مرکز فعالیت گالریهای بالای شهر شده.
بنظر شما مشکلات ادارۀ یک گالری در تهران چیست؟
زیربنا و اساس کار؛ ما از خیلی جهات خوششانس هستیم اما سرعت کم اینترنت مشکل بزرگی است. ارتباطات خارجی و کار با بانکهای بینالمللی سخت است و خیلی از کارها در عرصه هنر در ایران قابل انجام نیست، ولی من مطمئنم که در آینده نزدیک این مشکلات حل میشوند.
از نظر شما چه فرصتها و موقعیتهایی برای رشد هنر در ایران وجود دارد؟
هنرمندان با استعداد، فرهنگ غنی، بینندگان وسیع و وفادار و تمام اشخاص خاصی که در دنیای هنر مشغول کار هستند، و در آخر مجموعهداران خوش فکر. از طرفی کمبود تحقیقات دقیق و عمیقی که سالها پیش باید انجام میشده، فرصت خوبی برای مطالعه و پژوهشهای آینده است. با اینکه جای تأسف است که این تحقیقات هنوز انجام نشده، ولی در عین حال فرصت خوبی برای انجام کار است.
از انتخاب هنرمندان و برنامهریزی پروژههای گالری بگویید.
ازهمان اول، حتا قبل از تاسیس گالری، هیئتی برای بدست آوردن یک هدف و نگاه مشترک تشکیل دادیم. ما قصد داشتیم نظر دو دسته را جلب کنیم: کسی که تا بحال به هیچ گالری پا نگذاشته و کسی که به همه گالریها سر میزند و همه چیز را دیده است، گالری را بر این مبنا طراحی کردیم.
"زیرزمین" مکانی برای ارائه هنر معاصر و نمایش آثار هنرمندان جوان، و کلاً فضای مناسبی برای پروژههای کوچک و تجربی و کارهای تک مجموعه است و برای نمایشگاههایی که معمولا دو تا سه هفته طول میکشد.
"دستان ۲+" معمولا کارهای هنرمندان شناختهشده و اساتید بزرگ هنر را نشان میدهد. این فضا باعث میشود تا بیننده درک بهتری از هنر معاصر و آنچه در زیرزمین دیده است، بدست آورد. دستان ۲+ همچنین فضای بزرگتری برای هنرمندان جوانی که کار را از زیرزمین شروع کردند و نیاز به فضای بزرگتری دارند، فراهم میکند.
در سال چند شو در هر گالری برگزار میکنی؟
زیرزمین همیشه باید انرژی و هیجان خودش را حفظ کند، به همین علت کارها را تا حد امکان نشان میدهیم. بر اساس نظر "مارک فرنسیس" و "جی جپلینگ" بهترین حالت ۵۰ شو در ۵۰ هفته است. ما سال گذشته کمتر از نصف این تعداد، نمایشگاه برگزار کردیم. در دستان ۲+ معمولا دوازده شو در سال داریم و دو pop-up بیرون از فضای گالری و سه Art Fair بینالمللی. امسال هم امیدواریم همین تعداد را داشته باشیم و البته تعداد Art Fair-ها را بیشتر کنیم.
بازخورد بازدیدکنندگان خارجی در مورد آثار هنرمندان و همینطور گالری دستان را چطور میبینی؟
ما از بازخورد بازدیدکنندگان خارجی در ارتباط با آثار هنرمندان خوشحال هستیم. خیلیها تعجب میکنند که این کارها متعلق به ایران است، چون تصوری از هنر معاصر ایران ندارند. قطعاً اثار هنرمندان شناختهشدۀ ایرانی در خیلی از گالریهای مهم دنیا معرفی شدهاند ولی نکته جالب در کار ما این است که آثاری که به نمایش میگذاریم تا بحال خارج از ایران نمایش داده نشدهاند و بسیاری از هنرمندان، تازهکار هستند. ما خیلی خوشحالیم که کار هنرمندان توسط مجموعهدارهای بینالمللی خریداری میشود و امیدواریم که یک روز توجه بینالها و موزهها را هم جلب کنیم.
فکر میکنی تعداد بازدید کنندگان خارجی از هنر ایران بیشتر شده؟
حتما همینطور است؛ با بهبود روابط خارجی ایران با غرب خیلیها احساس بهتری نسبت به بازدید از ایران دارند. امیدواریم که این روند ادامه پیدا کند.
فضای هنری تهران جنب و جوش خاصی دارد و هر روز یک گالری جدید سبز میشود. فکر میکنی این یک واکنش نسبت به باز شدن بازار هنر ایران به روی غرب است یا اینکه همیشه اینطور بوده؟
من فکر میکنم مخلوطی از چیزهایی است که گفتی. خرید و فروش و حراج بزرگ تهران در چند سال اخیر صفحۀ اول روزنامهها را پر کرده و خیلیها به هنر به چشم سرمایه نگاه میکنند و اخیراً بسیاری از گالریها امید دارند که در این ماجرا دخیل باشند. نکته بعدی اینکه بعد از بازشدن موزه هنرهای معاصر و بسته شدن موزه به علت اتفاقات سال ۱۳۵۷، فضای هنری ایران در یک خواب طولانی فرو رفته بود، به همین علت یک عطش برای پیشرفت در عرصه هنر در طی سالهای اخیر بوجود آمد. از طرفی، هر سال تعداد زیادی دانشجو از دانشگاههای هنر فارغالتحصیل میشوند و همه میخواهند دیده شوند، به همین علت گالریها هیچ مشکلی برای پر کردن برنامههایشان ندارند.
درباره بهترین اتفاق گالری دستان برای ما بگو؛ چیزی که اتفاق افتاده و یا قرار است اتفاق بیفتد؟
سوال خیلی سختی کردی چون تک تک اتفاقات گالری برای من مهم است... شو "فریدون آو" در زیرزمین که حدود ۴۰۰ اثر را شامل میشد؛ کارها با قیمت خیلی کم برای فروش آماده بود و میشد همان موقع خرید و به خانه برد. این نمایشگاه برای هردوی ما بسیار مهم بود؛ هم از لحاظ تعداد بازدیدکننده که بیشتر از هزار نفر در روز افتتاحیه بود و هم از نظر تعداد آثاری که فروش رفت که بیش از صد و پنجاه کار بود.
من مشتاقانه منتظر نمایش پانزده اثر از دهه هفتاد "اردشیر محصص" هستم. این مجموعه شامل کارهایی است که اردشیر در انجمن ایران آمریکا نشان داده بود و در کتابی به نامه "اردشیر و هوای طوفانی" منتشر شد. از اتفاقات مهم دیگر، نمایش آثار "ایمان راد" و "امین منتظری" در گالری زیرزمین بود که برای نمایش در "Start Art Fair" گالری ساچی انتخاب شد.
قهرمانان شما در عرصه هنر چه کسانی هستند؛ کسانی که فکر میکنی تاثیر زیادی در فضای هنری تهران داشتهاند.
خیلی از کسانی که سالها تلاش کردهاند تا فضای هنری ایران را به چیزی که الان میبینید، برسانند. پارسال کتابی تحت عنوان "کریم امامی درباب فرهنگ، ادبیات و هنر مدرن ایران" منتشر شد. این کتاب شامل مقالاتی است که کریم امامی به زبان انگلیسی نوشته و در آن علاوه بر توصیف "مکتب سقاخانه"، نکات دیگری از جمله نیاز تهران به داشتن موزه هنرهای معاصر و تاسیس گالریهای هنری و اهمیت هنرمندانی مثل تناولی، سپهری، عربشاهی و محصص ذکر شده.
همچنین از فریدون آو میتوانم اسم ببرم که هم به عنوان هنرمندی بزرگ و هم حمایتکننده هنرمندان جوان، نقش مهمی در صحنه هنر تهران دارد. و در آخر "رویین پاکباز" که نقش چشمگیری در ایجاد استانداردهای هنر مدرن ایرانی دارد و کتاب و مقالات زیادی از او منتشر شده است.
چرا تهران را برای زندگی انتخاب کردهای؟
این سوال را خیلیها از من میپرسند، مخصوصاً وقتی پنج سال پیش تازه به ایران برگشته بودم. من نسبت به کشوری که در آن زندگی میکنم احساس مسئولیت میکنم. همین احساس را به آمریکا، وقتی آنجا زندگی میکردم، و همچنین نسبت به کانادا داشتم. و خُب طبیعی است که احساس قویتری نسبت به محل تولدم، کشوری که دوسوم از عمرم را در آن زندگی کردم، دارم. ما مردم وطنپرستی هستیم. وقتی تازه به ایران برگشته بودم، ارتباط ایران با غرب هر روز بدتر و بدتر میشد ولی همیشه فکر میکردم این داستان گذراست و این سوتفاهمها بالاخره تمام میشود. الان خیلی خوشحالم که شاهد تغییرات هستم. فکر میکنم اگر در ایران باشم، خیلی تاثیرگذارتر خواهم بود.