"سلمان متین‌فر" چند ماه دیگر چهل ساله می‌شود. او كه فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه آزاد است، در ۲۴ سالگی به دبی مهاجرت کرد و در شاخه توریسم و بازرگانی مشغول به کار شد. متين‌فر در همین دوره به جمع‌آوری آثار هنرمندان مدرن و معاصر ایران پرداخت و این موضوع به مرور زمان برای او جذابیت بیشتری پیدا کرد. سلمان متین‌فر كه در سال ١٣٩٣ "گالرى آب انبار" را در مركز تهران افتتاح كرده بود، پنج سال پیش به کانادا مهاجرت کرد و در حال حاضر در تورنتو ساکن است. در گفتگویی با او از انگیزه‌ و اهداف فرهنگی -هنری‌اش پرسیدیم. 

لطفا درباره فعالیت هنری خودتان توضیح دهید؛ آیا تمرکز شما بر نمایش آثار هنرمندان ایرانی در هر کجای دنیاست یا فقط هنرمندانی که در ایران زندگی می‌کنند؟
من يك ايرانى مهاجر هستم اما تهران شهری است که ریشه و خاطرات کودکی و نوجوانی‌ام در آن است. فكر می‌كنم مهاجرت و همزادپندارى خودم با بسيارى از هم نسلانم باعث شده كه علاقه زيادى به نمايش آثار هنرمندان مهاجر ايرانى، در داخل ايران داشته باشم. البته در برنامه‌ريزى گالرى آب انبار، اين تنها معيار براى انتخاب نيست. كيفيت آثار و ميزان تاثيرگذارى هر كدام از نمايش‌ها بر فضاى هنرى تهران هم مساله‌اى است كه هميشه در نظر دارم. به عنوان مثال، نمايشگاه اخير ما نمايش آثار "ديويد بچلر١" هنرمند انگليسى است. بنظرم انتخاب دیوید بچلر بعنوان يك هنرمند، متفكر و تئوريسين جداى از اهميت آثار او می‌تواند جنبه آموزشى فراوانى هم داشته باشد؛ نکته‌ای كه متاسفانه در فضاى هنرى تهران چندان به آن پرداخته نشده است. فعاليت غیرمتمركز موزه‌ها و مراكز فرهنگى دولتى، كار گالرى‌ها و نهادهاى مستقل را سخت‌تر و مسئوليت بيشترى براى آن‌ها ايجاد كرده است. 

انگیزه شما برای تاسیس یک گالری در تهران چه بود؟
بزرگترين انگيزه من براى شروع، ايجاد لذت بود؛ لذت براى خودم، و هنرمندانى كه فرصت نمايش آثارشان در ايران فراهم نبوده، و مهم‌تر از همه ايجاد فرصت ديدن آثار خوب براى جوان‌هايى كه تشنه و علاقه‌مند به يادگيرى هستند. 

يكى از خصلت‌هاى ما ايرانيان تقسيم لذت با اطرافيان‌مان بوده و هست، من هم خواستم به نوعى اين لذت و خوشى را با شهرى كه در آن بزرگ شده‌ام، تقسيم كنم. براى داشتن یک جامعۀ هنرى پويا بايد به جوانان فرصت يادگيرى، ديدن و كشف كردن داد و اين پويايى بدون فرارفتن از مرزهاى جغرافيايى بدست نخواهد آمد.

مشکلات و چالش‌های مدیریت یک گالری در تهران چیست؟
چالش‌هاى گالرى‌گردانی در ايران را قطعا نمی‌توان در چند خط خلاصه كرد، اما یک چالش كلى، كه تنها مختص به گالرى‌دارى نيست، اداره هر نوع کاری است که به نوعی با خارج از ايران مرتبط می‌شود. داد و ستد مالى، حمل و نقل، بيمه، نيروى متخصص و مهم‌تر از همه عدم پايدارى اقتصادى و سياسى در كشور، هر كدام چالش‌هاى سختى پيش روى ما قرار داده‌اند. در بخش تخصصى، عدم حمايت دولتى، كمبود نيروى متخصص با تجربه بين‌المللى و... ولى بنظرم به جاى بحث در مورد چالش‌ها و مشكلات، از امید و افقی وسیع‌تر از امروز صبحت کنیم.  

آیا شما تفاوتی بین پروژه‌های آب انبار و دیگر گالری‌های تهران می‌بینید؟
نكته قابل ذكرى كه می‌تواند برنامه‌هاى آب انبار را از بقيه گالرى‌ها متمایز كند، نگاه فرا مرزى‌تر در انتخاب و برنامه‌ريزى گالرى است. مثلا انتخاب هنرمندانى كه در سطح بين‌المللى شناخته شده‌اند ولى در ايران كمتر به آن‌ها پرداخته شده، از اولویت‌های گالرى ماست. ویژگی دیگر، مدت زمان طولانى‌ براى برگزارى نمايشگاه‌هاست. نمایشگاه‌های تهران معمولا در یک فرصت زمانی کوتاه برگزار می‌شود، اما آب انبار با یک زمان حداقل يك ماه، فرصت بیشتری برای نمایش آثار هنرمندان در نظر می‌گیرد.   

درباره گالری "W01" که به عنوان کوچک‌ترین گالری تهران شناخته می‌شود، توضیح دهید.
گالری W01 در واقع بخشى از پروژۀ پلتفرم ٢٨ است و به همت همسرم "آزاده زعفرانى" که معمار و طراح شهرى است، بنیان گذاشته شد. بيشتر توجه پلتفرم ٢٨ به معمارى، طراحى و نقاط مشترك آن با هنر است. W01 در واقع گالرى كوچكى است كه با نمايش و فروش آثار هنرى سعى در تأمين بودجه براى پلتفرم ٢٨ دارد و همينطور می‌تواند استيتمنتى براى استفاده از فضاهاى به ظاهر ناكارآمد شهر باشد.   

صحنه هنر تهران در سال‌های اخیر چه تغییرات و چه پیشرفت‌هایی داشته؛ آیا بنظر شما اتفاق‌های خوبی در راه است؟
بنظرم فضاى هنرى حرفه‌اى در تهران رو به پويايى است. در سال‌هاى اخير تعداد زيادى گالرى و مركز هنرى در تهران افتتاح شده. فضاى سياسى و اجتماعى ايران با ده- بيست سال گذشته قابل قياس نيست. مراودات و رفت و آمد هنرمندان، مجموعه‌داران، منتقدان و دست اندركاران فرهنگى خارج از ايران به داخل ايران بيشتر شده. اين رفت و آمدها و مراودات از مهم‌ترين عوامل پويايى فضاى هنرى ايران هستند. اميد به تعامل بيشتر ايران و جهان باعث رشد اقتصادى ايران و همينطور فعاليت بيشتر در عرصه فرهنگ خواهد بود.

 شما علاوه بر نمایش آثار هنرمندان، به انتشار اخبار مربوط به نمایش‌ها هم می‌پردازید. لطفا در باره اهمیت این موضوع توضیح دهید.
يكى از مهم‌ترين مشكلات هنر مدرن در ايران، عدم وجود آرشیو و مدارك از نمايشگاه‌هاى برگزار شده در پنجاه سال پيش است. به همین علت من از همان ابتدای گشایش گالری آب انبار، به انتشار خبرهای مربوط به نمایشگاه‌ها فکر کردم. بنظرم این آرشیو نه تنها براى بيننده و محقق امروز، كه براى نسل بعدى هم مفيد خواهد بود. هزينه توليد كتاب و كاتالوگ زياد است ولى فكر می‌كنم يكى از اصلى‌ترين نيازهاى امروز براى برگزارى هر نمايش است. در نهايت بعد از تمام شدن هر نمايش، اين نشريات هستند كه به عنوان آرشیو و رفرنس قابل دسترسى خواهند بود. 

از نظر شما مخاطب هنر مدرن ایرانی کیست؛ آیا ایرانیان به همان نسبت که خالق هنر مدرن هستند خریدار آثار مدرن ایرانی هم محسوب می‌شوند؟
البته بيشتر مخاطبان ما ايرانى‌هاى داخل ايران هستند. ولى با توجه به افزايش تعداد گردشگران خارجى، ما هميشه تعداد زيادى مخاطب غير ايرانى داريم. خوشبختانه در يكى دو سال گذشته با توجه به تغییر شرايط سياسى، تعداد گردشگران فرهنگى رو به افزايش بوده و اين باعث شده هنر ایرانی هرجه بهتر و بیشتر دیده شود. هنر ایرانی بطور معمول بيشتر مورد توجه خريداران ايرانى قرار می‌گيرد ولى با توجه به اينكه بيشتر هنرمندان شرکت‌کننده در گالرى ما حضور بین‌المللی دارند، تعداد زیادی مجموعه‌دار خارج از ایران، آثار این هنرمندان را دنبال می‌کنند.

آینده گالری‌های ایران را چطور می‌بینید؟
اين سوال سختى است كه جواب آن به عوامل بسيارى از جمله آینده سياسى و اقتصادى كشور بستگى دارد ولى من در مجموع به آینده خوش‌بين هستم. فتتاحيه‌هاى گالرى‌های تهران هر هفته هزاران بازديدكننده دارد كه موتور محرك فضاى فرهنگى‌اند، اين تعداد بازديدكننده يعنى نياز براى فعاليت فرهنگى و پويايى آن. 

چرا تهران؟  
چرا تهران؟ چون تهران شهر من است.

1. David Batchelor

Brands: