"ساناز نتاج"، طراح لباس، در راستای کارآفرینی برای زنان به نقاط مختلف ایران سفر میکند و به دنبال پارچههای جذاب و قدیمی میرود. در گفتگویی با او از فعالیت هنری و علاقهمندیاش به هنر طراحی لباس پرسیدیم.
علاقۀ شما به طراحی و مد از کجا شروع شد؟
علاقه من به طراحی و مد از آنجایی شروع شد که لباسی را که دوست داشتم، پیدا نمیکردم. به همین علت تصمیم گرفتم برای خودم لباس بدوزم. همین جوری لباس درست میکردم و همیشه دنبال پارچههای جذاب و قدیمی بودم تا اینکه دوستانم به من گفتند چرا جدیتر کار نمیکنی و برای بقیه لباس درست نمیکنی. این بود که به فکر طراحی و دوخت لباس افتادم و خیلی طول نکشید که یک شو از کارهایم گذاشتم که استقبال خوبی از آن شد و خودم خیلی خوشم آمد و خُب داستان از همین جا شروع شد.
آیا تحصیل در رشته گرافیک تاثیری بر کارهای شما داشته؟
بله، طراحی گرافیک خیلی در کارم تاثیر داشته به ۱۰۰۱ دلیل، مثلا تاثیر رنگ و شکل در طراحی... بنظرم هنر مثل یک دایره است، همه شاخههایش مثل یک زنجیر به هم ربط دارد.
مهمترین بخش کار شما احیاکردن پارچههایی است که یا از بین رفته و یا در حال از بین رفتن است، این کار را چطور انجام میدهید؟
خُب، گاهی وقتها بخت با آدم یار دیگه... بعضی از پارچهها را از طریق دوستانم که در روستاها کار میکنند پیدا کردم و تعدادی را هم در نمایشگاه بینالمللی میراث فرهنگی و صنایع دستی دیدم. با افراد زیادی آشنا شدم، شماره تماس آنها را میگرفتم، با هم صحبت میکردیم، برایم نمونه کار میفرستادند و بعد با هم کار میکردیم.
دو نفر هستند که خیلی دوست دارم از آنها نام ببرم: اولی خانم "خراشادزاده"، کسی که در خراسان جنوبی و بیرجند پارچهبافی میکند و از نظر من زن نابغهای است. داستان ما از آنجایی شروع شد که دو ماه داشتیم با هم تلفنی حرف میزدیم و من از او میخواستم که برایم پارچه ببافد و قبول نمیکرد. میگفت ما فقط حولهبافی میکنیم. خلاصه بعد از دو ماه راضی به فرستادن یک نمونه کار شد و این نمونه دقیقاً همان چیزی بود که من میخواستم. تعداد زیادی پارچه به او سفارش دادم و با هم نمایشگاه گذاشتیم. یک دو سالی با هم کار کردیم و بعد یک روز با من تماس گرفت و گفت که اسم شما در میراث فرهنگی بیرجند ثبت شده به خاطر اینکه شما این پارچهها را بعد از هفتاد سال دوباره احیاء کردید، چون ما این پارچهها را نمیبافتیم و شما ما را تشویق کردید که دوباره این پارچهها را ببافیم. الان در روستای کنار ما هم یک کارگاه زدند و این پارچهها را میبافند.
و دومی خانم "آمنه شریفی" در قشم که کارهای گلابتوندوزی، سوزندوزی و شکبافیهای بینظیری انجام میدهد. این دو، کسانی هستند که من به صورت مداوم با آنها کار میکنم؛ یعنی پارچهها را در خراسان میبافند، و گلدوزیها را در قشم انجام میدهند. من همیشه دوست داشتم خانمها در روستاها کار کنند و این یواش یواش اتفاق افتاد. کار من با زنانی که در روستاها هستند کامل میشود و آنها کار من را تکمیل میکنند.
زمان چه تاثیری در روند انجام کارهای شما دارد؟
زمان و صبوری تاثیر زیادی در کار من دارد، چون کارها با دست انجام میشود. مثلا در تابستان و هوای گرم کار زیادی نمیشود انجام داد. خانمها هم تعدادشان زیاد نیست، خانواده دارند، بچه دارند و این کارها را در کنار زندگی شلوغی که دارند، انجام میدهند. بنابراین خیلی هم نمیشود به آنها ایراد گرفت و یا انتظار داشت که کارها را با عجله انجام دهند. من هم فهمیدهام که برای هر مجموعۀ جدید باید از خیلی قبل برنامهریزی کنم و زمان کافی برای اجرای آن در نظر بگیرم.