"مریم مهدوی" در ششمین دهه زندگی خود یکی از موفق‌ترین و شناخته‌شده‌ترین طراحان لباس در ایران است. او کارش را در شرایط سخت جنگ ایران و عراق آغاز کرد. با این حال دشواری‌های ناشی از جنگ سد راه او نشد و در اولین نمایشگاه لباسی که در آن زمان برگزار کرد تمام کارهایش به فروش رسید. مشخصه طراحی‌های او استفاده از نقش و نگارهای سنتی و ایرانی است که از ابتدا تاکنون در آثارش دیده می‌شود. در گفتگویی با او از چگونگی شروع کار و آفرینش‌هایش پرسیدیم. 

شما را به عنوان یکی از قدیمی‌ترین‌ طراحان لباس در ایران می‌شناسند، لطفا از شروع کارتان برای ما بگویید.  
من کارم را دو سال بعد از انقلاب، یعنی از حدود سال ۱۳۵۹ شروع کردم. یادم هست که جرقۀ اول از سفری که به گیلان داشتم زده شد. در آن سفر دامن‌های رنگارنگ و پُرچین زنان روستایی توجه مرا جلب کرد؛ دامن‌هایی که هر کدام تقریباً از ۱۵ متر پارچه درست شده بود. چندتایی از آن دامن‌ها را تهیه کردم و با خودم به تهران آوردم. در ابتدا خودم آن‌ها را می‌پوشیدم و بیرون می‌رفتم. همه با تعجب مرا نگاه می‌کردند و فکر می‌کردند خارجی هستم. من متوجه شدم چقدر مردم با لباس سنتی ایرانی غریبه هستند و آن را نمی‌شناسند. این انگیزه‌ای برای شروع کارم بود. بعد از آن روی مدل‌های مختلف گیوه کار کردم، و همینطور لباس‌ و کت و شلیته‌های قاجاری. از عبا برای طراحی مانتو ایده گرفتم و تنوعی از این دست در کارهایم ایجاد کردم. تمرکز اصلی‌ام استفاده از رنگ‌های تند و زنده بود.  

آن‌طور که اشاره کردید مشخص‌ترین ویژگی کارهای شما در ابتدا توجه به تم سنتی بوده، آیا همچنان به آن علاقه‌مند هستید؟
من از همان ابتدا کارم را با طراحی لباس‌های سنتی ایرانی شروع کردم. ایده‌هایم هم بیشتر از نقش فرش و گلیم ایرانی بود. مثلا در سفری که به منطقه ترکمن صحرا داشتم پارچه‌های متنوعی تهیه کردم و برای تهیه لباس، و دکوراسیون داخلی منزل مثل کوسن و متکا ایده گرفتم. در تمامی این موارد دلبسته نقش و طرح‌های سنتی بودم و این دلبستگی را تا به امروز هم در کار من می‌توانید ببینید. 

اما با این حال این روزها مایلم که به نوعی از طرح‌های مدرن هم استفاده کنم. آن‌قدر از طرح‌های سنتی کپی‌های بدی در بازار وجود دارد که کار کسی مثل من کم‌کم بی‌اعتبار می‌شود. به همین علت فکر می‌کنم بد نیست اگر لباس‌هایم گاهی طرح‌های مدرن‌تری هم داشته باشد. ضمن اینکه طرح مدرن به فروش بیشتر هم کمک می‌کند. مثلا می‌بینم خانمی که سال‌ها پیش لباسی از من خریده هنوز همان را در مهمانی‌ها استفاده می‌کند، چون نه از مد افتاده و نه آسیبی دیده، و ضرورتی برای خرید همان سبک سنتی در خود نمی‌بیند. در صورتی که طرح‌های جدید، زودتر از مد خارج می‌شوند بنابراین مشتری دوباره سراغ ما می‌آید. 

آیا برای افراد یا گروه‌های خاصی هم لباس طراحی کرده‌اید؟ 
بله، من برای اجراهای خانم "سیما بینا" لباس طراحی کرده‌ام چون تم سنتی لباس‌های من با شیوه آوازی ایشان همخوانی دارد. همین‌طور برای آقای "شهرام ناظری" هم طراحی کرده‌ام. در حوزه تئاتر و سینما هم پیشنهادهایی داشتم ولی نپذیرفتم. اصولا زمانی که کار شکل سفارشی به خود بگیرد برایم جذاب نیست. ترجیح می‌دهم کاری را بپذیرم که در آن احساس آزادی عمل داشته باشم.

از تجربه‌تان در نمایش گروهی "موزه ویکتوریا و آلبرت" در سال ۲۰۰۴ بگویید. چطور برای آن دعوت شدید و چه بازخوردهایی داشت؟
تجربه نمایشگاه ویکتوریا و آلبرت در لندن بسیار عالی بود. همه چیز به شکلی کاملا حرفه‌ای سازماندهی شده بود و بخوبی برگزار شد. پیشنهاد آن‌ها لباس شب، لباس عروس و لباس‌های اسپرت بود که البته من خیلی به این نکته پای‌بند نبودم و لباس‌های سنتی و روستایی و تعدادی هم با تم قاجاری به نمایش گذاشتم. ضمن اینکه برنامه ویکتوریا و آلبرت غیر از نمایش، برای فروش هم بود که خوشبختانه در این بخش هم موفق بودم. به جز ایرانیان مقیم لندن، تعداد زیادی مشتری فرانسوی داشتم که برایم جالب بود.

نظرتان درباره طراحی مد و لباس در ایران چیست؟ طی سال‌هایی که در این زمینه مشغول به کار هستید چه روندی را شاهد بوده‌اید و آن را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 
به نظر من در ابتدا بهتر است دو گروه را مشخص کنیم: اول، گروهی که صرفاً به کار کپی از طراحان غربی مشغول‌اند، بیشتر مواقع هم کپی‌های بد. با این دسته کاری ندارم چون به نظر من نمی‌توانیم به آن‌ها طراح لباس بگوییم، هرچند که شاید خود من هم جزو همین دسته باشم ولی به جای الگوی غربی، بیشتر از الگو و مدل سنتی ایرانی ایده می‌گیرم. اما گروه دوم یعنی طراحان موفق لباس در ایران، که به نظر من به سختی به ده نفر می‌رسند، واقعا عالی کار می‌کنند. از پارچه‌هایی که برای کارشان سفارش می‌دهند تا طرح خود لباس‌ها واقعا حرفه‌ای و درجه یک هستند. اخیراً هم با اتفاقاتی نظیر "هفته مد تهران" به نظر می‌رسد که این حرفه کم کم موقعیت خودش را پیدا کرده و مورد توجه قرار گرفته است. 

وقتی من کارم را شروع کردم اصولا چیزی به اسم مانکن و مدل و یا عکاس مد نداشتیم. اگر به آلبوم‌هایی که من طی این سی سال تهیه کرده‌ام توجه کنید می‌بینید که تقریبا همه مدل‌ها یا دوستان من هستند یا خود من. عکاسی را هم دوستانم انجام می‌دادند. اما حالا در ایران هزاران نفر هستند که کار مدلینگ و یا عکاسی مد می‌کنند. این تغییرات ناشی از معطوف شدن نگاه‌ها به این حوزه است که از این بابت خوشحالم.

Brands: